در این مطلب، جدیدترین اخبار و اطلاعات مربوط به «جوشکاری (457) عروسیم تبدیل شد به محفل رقص و پایکوبی» را به همراه نکات مهم و جزئیات تکمیلی خواهید خواند.
در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید.
سلام علیکم. خداقوت. چند وقت پیش مراسم عروسیم بود. خیلی دوست داشتم بجای مراسم برم کربلا. چون دوست نداشتم شروع زندگیم با گناه و معصیت باشه. متاسفانه مراسمات عروسی بیشتر محفل لهو و طرب شده. چه محلی چه غیره. حتی در موسیقی و رقص محلی هم خیلی مسایل رعایت نمیشه. رقص زنها در جلوی دید نامحرم و بالعکس. که در این مراسمات چشمهای ناپاک و آلوده به هر سمتی می روند. مشروبات الکلی و مواد مخدر استفاده میشه.
از یه طرف خانوادم اصرار داشتند مراسم بگیرم بعدش برم کربلا. هرچی توضیح میدادم که این مراسمات خارج از قواعد اسلامی هست قبول نکردند. وام ازدواج من هم به خاطر پیدانکردن ضامن جور نشده بود و عملا پدر و مادرم حامی مالی من شده بودند. من هم با کلی درخواست موفق شدم به خاطر حفظ احترام و اینکه آرزوی پدر و مادر هم برآورده بشه مراسم بگیرم بعد توفیق بشه برم کربلا. منتها نه به شکلی که اونا میگن. یک تالار بود بردیم اونجا تا هم اختلاط نباشه و هم اینکه تا حدی کنترل شده باشه. اما باز هم خانمها مراسم لهو و طرب راه انداختن و ...
حالا هم غم بزرگی رو دلم نشسته. احساس شرمندگی پیش خدا و امامان علیهم السلام دارم. که چرا مراسم عروسیم تبدیل شد به محفل رقص و پایکوبی عدهای. نمیدونم فردا روز که بچههام بزرگ بشن وقتی عکسها و فیلمهای عروسیم رو ببینند چی میگن. چطور دیگه حرفهام درباره اشتباه بودن این نوع مراسمات رو به زبان بیارم؟ رطب خورده کی منع رطب کند؟ حسابی داغونم. لطفا راهنماییم کنید. لطفا برام ایمیل بزنید. تشکر.
------------------------------------

سلام خداوند بر شما
نه ما همگی سلمان و اباذر هستیم و نه اطرافیان ما همگی از مومنین کامل هستند. زندگی در فضایی که ایمان و سبک زندگی مومنانه حرف اول را نمیزند و دین حنیف، اسیر هوا و هوس عدهای ضعیف است نتیجهای جز همین اتفاقات نیست. تغییر در سبک زندگی و کم شدن روحیه مومنانه در میان ما نتیجهای جز انزوای سنتهای نبوی و جولان دادن علنی منکرات در میان جامعه ندارد.
ما با امام خودمان بسیار فاصله گرفتهایم و جشن عروسی برایمان بزرگ است و از اهمیت بیشتری برخوردار است. اگر میزان اعمال امیرالمومنین است و اگر اعمال ما را با ترازوی حق و بر اساس اعمال ایشان میسنجند، باید بدانید که حال و روز لحظه لحظه زندگی ما همین است و مشکل فقط شب عروسی نیست.
سبک زندگی که خراب شود هم نماز و هم جشن در آن سبک زندگی فاسد است. نه نماز ما نماز مورد رضایت امام زمان است و نه جشن عروسی ما. شما اگر میخواستید جشن ازدواج خوبی داشته باشید باید نمازتان را درست میکردید. نمازهای ما خراب است که جشن عروسی ما خراب شده است. نمازهای هر روز ما مانند جشن عروسی ما رقص و آواز است. نه نماز ما مانند نماز علی است و نه جشن ازدواج ما. نه تولیدات ما به مقدار تولیدات علی فراوان است و نه مصرف ما به مقدار اندک مصرف او است.
درست است که کار از کار گذشته است اما شما نباید خودتان را ببازید و اسیر غم و اندوه ناشی از سمت شیطان شوید. زمین خوردهاید قبول؛ حالا وقت آن است که با توبه برخیزید و به جبران بپردازید. آن قدر قدرتمند بشوید که بتوانید سبک زندگی ایرانی اسلامی را در متن جامعه عملی کنید و دیگر گرفتار چنین افسوسی نگردید.
مومن از یک سوراخ دوبار گزیده نمیشود. کسی که حقارت ناشی از بیپولی را چشیده است دیگر نباید به جایی برسد که فکر و اندیشهاش و ایمان و اعتقادش به خاطر پول زیر پا بماند. اگر در راه حفظ و اعتلای دین پول لازم است پولدار شوید؛ اگر علم میخواهد دانا شوید. اگر تجربه و مهارت میخواد آن قدر کار اجرایی کنید که فکر شما و اراده شما و دین شما در خانه و محله و شهر و استان و کشورتان اجرایی شود.
مومن باید این زیرکی را داشته باشد که بتواند با مردم زندگی کند و در عین حال بر آنان تاثیرگذار باشد. اگر میخواهید که در آینده بتوانید از اشتباه بودن مراسمات رقص و آواز مرسوم در جامعه که با گناه و معصیت همراه است برای جوانان حرف بزنید باید در فکر برگذاری هزار جشن اسلامی ازدواج برای هزار نوعروس باشید. آن قدر ثروتمند و قدرتمند و تاثیرگذار شوید که با عملتان گذشته جبران شود و فکر اسلام علوی در جامعه اجرا گردد. پوزه شیطان را به زمین بمالید و فعالانه تلاش کنید. افسوس خوردن کار پیرزنها است.
برچسب:
نویسنده: امیر محمدی