خرید بک لینک

سلام اقای عالمی

من یک خانم بیست و یک ساله ام که 2 ساله ازدواج کردم. باهمسرم دوست بودم قبل از ازدواج قبل از این ازدواج هم یکبار نامزد داستم و به دلیل اختلافات اخلاقی جدا شدیم .قبل از دوست بودن با همسرم و درحین دوس بودن با همسرم اگر کسی دیگه هم بهم پیشنهاد میداد قبول میکردم دور از چشم همسرم که اون موقع دوستم بود یه گوشی دیگه داشتم و بااون بادیگران ارتباط برقرار میکردم. اوایل ازدواجم خیلی راضی بودم همه جی برام شیرین بود ولی الان چند وقته که خیلی از شوهرم سرد شدم دیگه مثل قبل دوسش ندارم برام جذابیت نداره اون شبا رو سرکاره روزا رو هم میاد میخوابه من همیشه تو تصوراتم شوهر ایندمو ادمی میدیدم که تو هر شرایطی حتی خستگی واسم وقت داره ولی همسرم اصلا اینجوری نیست هروقت هم که بهش میگم میگه تومنو درک نمیکنی نمیبینی به خاطر تو انقدر سختی میکشم و اخرش میرسه به منت گذاشتن سرمن چندوقتی میشه که دیکه ازش توقعی ندارم

نمیدونم چرا ولی احساس میکنم دلم شل شده .نمیدونم گفتن این حرف به شما درسته یا نه ولی من الانم مثل قبلانم شده. تواینترنت با چند نفر رابطه دارم. حرف زدن باهاشون ارومم میکنه. هر چقدر که این بی تفاوت فقط میاد میخوابه اونا باهام حرف میزنن حرفای قشنگ میزنن واسه چندلحظه حالم خوبه ولی ارامش دائم ندارم.

چرا نمیتونم وفادار بمونم؟؟؟ چرا اوایل همه چی شیرین بود الان همه چی سرد و بی روح؟؟؟؟ مشکل ازمنه؟؟توقعام زیاده؟؟ چرا هر وقت باهم صحبت میکنیم اخرش دعوا میشه و مقصر و بی درک فقط منم؟؟ دوس ندارم دیگه پیشم باشه. میشه لطفا کمکم کنید دوس دارم ازاین وضعیت بیام بیرون دوس ندارم با دیگران ارتباط داشته باشم ولی اونا بهترازشوهرم انگار حالمو میفهمن. کمکم میکنید؟؟؟؟

برچسب: نویسنده: امیر محمدی تاريخ: چهارشنبه 17 شهريور 1395 ساعت: 8:25

صفحه بندی